عطا ملك جوينى

466

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

دوّم است نه جدّ مشهور او ابو الفرج بن الجوزى اوّل صاحب منتظم و غيره چه عصر اين اخير بر عصر سعدى مقدّم است زيراكه وفات وى چنان كه گفتيم در سنهء 597 بوده در حدود سنّ نود سالگى و وفات سعدى باختلاف روايات در سنهء 690 يا 691 يا 694 ( يعنى 93 الى 97 سال بعد از وفات ابن الجوزى ) ، و بنابرين سعدى در حين وفات ابن الجوزى مذكور قطعا يا هيچ متولّد نشده بوده يا اگر هم شده بوده طفلى بغايت خردسال بوده و شايستگى درك صحبت شيخ مسنّ محترمى مانند ابن الجوزى نود ساله را نداشته است مگر آنكه براى سعدى چنان كه در افواه مشهور است عمر خارج از عادت صد و بيست سالهء قائل شويم كه فى الواقع هيچ دليلى كه ادنى اطمينانى بدان توان نمود بر آن قائم نيست ، در صورتى كه اين ابو الفرج بن الجوزى دوّم بكلّى معاصر با شيخ و تاريخ وفات او يا بعبارة اصحّ قتل او بدست مغول در همان سال تأليف گلستان يعنى در سنهء 656 بوده است ، و بدون شك عنوان « محتسب » در اين بيت شيخ در اثناء همان حكايت آنجا كه گويد : « و چون نصيحت شيخم ياد آمدى گفتمى * قاضى ار با ما نشيند برفشاند دست را محتسب گر مى خورد معذور دارد مست را » اشاره بوظيفهء رسمى همين ابو الفرج بن الجوزى بوده كه چنان كه گفتيم شغل احتساب بغداد بعهدهء او مفوّض بوده است « 1 » ، ( 86 ) ص 282 س 3 ، سوغونجاق نوين ، براى ترجمهء حال اجمالى ازو رجوع شود بسابق ص 303 - 304 بعنوان سقنجاق نوين ،

--> ( 1 ) دوست فاضل من آقاى ميرزا عبّاس خان اقبال آشتيانى مقالهء نفيسى راجع به همين موضوع يعنى هويّت اين ابو الفرج بن الجوزى مذكور در گلستان در جريدهء « ايران » در سنهء 1311 شمسى نشر كرده‌اند ولى بدبختانه تاريخ ماه و روز آن در نظرم نمانده است ، و گويا ايشان اوّلين كسى باشند كه ملتفت اين نكته شده‌اند ،